خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از عیش جهان کندیم و ذوق بادهٔ نابشنمیارزد به ظلم شحنهٔ شب گشت مهتابش
۲
دلی کز روشنی هر ذرهاش صد شبچراغ ارزدچرا بهر شراب تلخ اندازم به غرقابش
۳
چه شکر بخت خود گویم چو دیدم بر قرار اینجافروغ بزم عشرت با فراغ کنج محرابش
۴
چه عیش از مستی یک ساعت شب، تیرهروزان راکه آتش از غم فردا بود در جامهٔ خوابش
صفحهٔ ۱ از ۳