شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارمبناز خنده ی پنهان مزن که تاب ندارم
۲
هنوز در خفقانم ز گریه های شبانهزبان بگز که وجود چنین شراب ندارم
۳
بماند دانش من در جواب یک سخن تودگر زهر چه سخن می کنی جواب ندارم
۴
قلم بحرف ملامت کشیده ام من مجنونچنانکه گر بزنند آتشم عذاب ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth