شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فصل خزان گذشت و رخ زرد من همانبلبل ز ناله ماند و دم سرد من همان
۲
رنگ از رخ چمن شد و برگ درخت ریختوین داغ کهنه بر دل پر درد من همان
۳
گشتم غبار و رفتم ازین خاکدان برونباشد براه او اثر گرد من همان
۴
نتوان بصد چراغ دلی در زمانه یافتبر اوج دلبری مه شبگرد من همان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth