شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فارغم از باغ و ناز سوسن آزاد اووز فریب باغبان و جلوه ی شمشاد او
۲
دل نخواهد سایه ی سرو و لب آب روانکم مبادا از سر ما خنجر بیداد او
۳
هر که را تشریف رسوایی دهد سلطان عشقهر دم آید صد بلا بهر مبارک باد او
۴
خانه ی امید در هر جا که طرح افگند دلآخر از اشک ندامت کنده شد بنیاد او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth