خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد داری که دلم را بجفا خون کردیمست بودی چه بجان من مجنون کردی
۲
بر سرم شب همه شب جنگ رقیبان تو بوددر میان آمدی و عربده افزون کردی
۳
عاشق امروز بخون دل خود دست زندکه هوای می لعل و لب میگون کردی
۴
شد جهان بر سر آن غمزه و غوغاست هنوزاین همه فتنه بیک چشم زدن چون کردی
صفحهٔ ۱ از ۲