شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ می‌ریزی؟شکر داری و در جامم شراب تلخ می‌ریزی
۲
دلی دارم به صد جا داغ و طعن مردمش بر سرتو هم تا کی نمک بر این کباب تلخ می‌ریزی
۳
به اشک شوربختان خنده تا کی آه ازین عادتچرا این تحفهٔ شیرین در آب تلخ می‌ریزی
۴
از آن یوسف شود روزی زلال خضر ای دیدههر آن خوناب کز تعبیر خواب تلخ می‌ریزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth