خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۸ - در مدح سلطان یعقوب
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل شکفت و لاله هم وا کرد از طومار مشکمی زند باز از ریاحین جوش در گلزار مشک
۲
صحن بستان گشت چون آیینه از آب رواناز خط ریحان بر آوردست چون زنگار مشک
۳
هست هر بیخ بنفشه نافه و هر غنچه اشکرد بهر امتحان بیرون ز نوک خار مشک
۴
آهوی چینست پنداری صبا در لاله زارکز وی افتد هر طرف در گرمی رفتار مشک
صفحهٔ ۱ از ۸