شعر را زندگی کن
خلوتی با امامی هروی

شمارهٔ ۲۲ - در مدح شمس الملک

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وه که پیدا می کند هر دم ز روی روشنشفتنه ای در زلف شهر آشوب و چشم پر فنش
۲
چشم او هر ساعت آبستن به روزی روشنستخط دستورست پنداری شب آبستنش
۳
هر سحر پیراهنی در بر قبا کرد آسمانکافتابی سر بر آورد از ره پیراهنش
۴
کشتگان غمزه را لعلش روان بخشد بلیلعل جان بخشد چو باشد آب حیوان معدنش
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth