خلوتی با امامی هروی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبت ز بهر چه بر روز سایبان انداختکه روز من به شب تیره در گمان انداخت
۲
که داد جز رخ و زلفت نشان روز و شبیکه آن براین شکن و این گره بر آن انداخت
۳
دو زلف پر گرهت گر نگه کنی دو شبندکه روز روی تو خود را در آن میان انداخت
۴
شگفت مانده ام از چشم جادوی تو که چونبه نیم روز گره در شبی چنان انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲