خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راهوآن چشم آهوانه که چون میکند نگاه
۲
تو سرو دیدهای که کمر بست بر میان؟!یا ماه چارده که به سر برنهد کلاه؟!
۳
گل با وجود او چو گیاه است پیش گُلمه پیش روی او چو ستارهست پیش ماه
۴
سلطانصفت همیرود و صد هزار دلبا او چنان که در پی سلطان رود سپاه
صفحهٔ ۱ از ۴