خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخ چون آینه افروختهالحذر از آه من سوخته
۲
غیرت سلطان جمالت چو بازچشم من از هر که جهان دوخته
۳
عقل کهن بار جفا میکشددم به دم از عشق نوآموخته
۴
وه که به یک بار پراکنده شدآنچه به عمری بشد اندوخته
صفحهٔ ۱ از ۲