شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندیکه ما را بیش از این طاقت نمانده‌ست آرزومندی
۲
غریب از خوی مطبوعت که روی از بندگان پوشیبدیع از طبع موزونت که در بر دوستان بندی
۳
تو خرسند و شکیبایی چنینت در خیال آیدکه ما را همچنین باشد شکیبایی و خرسندی
۴
نگفتی بی‌وفا یارا که از ما نگسلی هرگز؟مگر در دل چنین بودت که خود با ما نپیوندی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth