خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدیکه روی چون قمر از دوستان بپوشیدی
۲
من از جفای زمان، بلبلا نخفتم دوشتو را چه بود که تا صبح میخروشیدی
۳
قضا به ناله مظلوم و لابه محرومدگر نمیشود ای نفس بس که کوشیدی
۴
کنون حلاوت پیوند را بدانی قدرکه شربت غم هجران تلخ نوشیدی
صفحهٔ ۱ از ۲