شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش بوَد یاری و یاری بر کنار سبزه‌زاریمهربانان، روی بر هم، وز حسودان بر کناری
۲
هر که را با دل‌ستانی عیش می‌افتد زمانیگو «غنیمت دان که دیگر، دیر دیر افتد شکاری»
۳
راحت جان است رفتن با دلارامی به صحراعین درمان است گفتن، درد دل با غم‌گساری
۴
هر که منظوری ندارد، عمر ضایع می‌گذارداختیار این است دریاب، ای که داری اختیاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth