خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق میگفت از کَرَمهای حبیبغم نصیب تست گفتم یا نصیب
۲
ما به داغ سینهسوز خود خوشیمتو مبر دردِ سرِ خویش ای طبیب
۳
غم نباشد هیچ از این دوری اگروعدهٔ وصل تو باشد عنقریب
۴
گر بپرسی از غریبان دور نیستنبود از اصل کرم اینها غریب
صفحهٔ ۱ از ۲