خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که همه کار ما راست به تدبیر توستغایت بهبود ماست هرچه به تقدیر توست
۲
ما ز جهان غافلیم ورنه در او هر طرفشهرت دلجوی تو حسن جهانگیر توست
۳
مایهٔ گنج وفا جان خراب من استچارهٔ مجنون عشق زلف چو زنجیر توست
۴
ای که هوس می بری بندگیِ دوست رامانع این سلطنت غایت تقصیر توست
صفحهٔ ۱ از ۲