خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفتمرغی عجب به دامِ تو افتاد و پا گرفت
۲
با سرو از لطافت قدّ تو بادِ صبحهر نکته یی که گفت چمن از هوا گرفت
۳
بر باد رفت حاصل عمر عزیز منزین غم که باد دامن زلفت چرا گرفت
۴
دل را گرفت شحنهٔ عشقت به دست قهرچون قلب بود آخر کارش خدا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲