شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دستبر سرِ بازار سودای تو بر وجهی نشست
۲
شیوهٔ رفتار اگر این است ای سرو بهشتشاخ طوبی را بسی بر طرف جو خواهی شکست
۳
سرو اگر لافد به بالای تو آب او مبرسهل باشد زور کردن بر حریف زیر دست
۴
میل دل با چشم او از غایت دیوانگی ستعین بی عقلی ست صحبت داشتن با ترک مست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth