خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمندهمّتی خواه که این طایفه اهل کرمند
۲
آبروی ابد از اشک ندامت بطلبکه شهانند کسانی که ندیم ندمند
۳
با غمت یاری جان و دلم امروزی نیستبه تمنّای تو عمری ست که ایشان به همند
۴
به هوای دهن تنگ تو اصحاب وجودسالکانند که سر گشتهٔ راه عدمند
صفحهٔ ۱ از ۲