خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز این دل خود کام به فرمان کسی شدشهباز جهانگرد اسیر قفسی شد
۲
از سر هوس روی نکو کم شده بودمناگاه رخت دیدم و باز هوسی شد
۳
با ناله خوشم چون نی از این وجه که باریدیر است منِ سوخته را هم نفسی شد
۴
آرامگه خال سیه شد لب لعلتآری شکری بود به کام مگسی شد
صفحهٔ ۱ از ۲