شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرشک تا به کی از چشم آن و این افتدمباد کز نظر خلق بر همین افتد
۲
مگو به مردم بیگانه راز خود ای اشکچنان مکن که حدیث تو بر زمین افتد
۳
خوش است خلد برین و دلم نمی خواهدکه بی جمال تو هرگز نظر بر این افتد
۴
کسی که قدّ تو بیند نه بیند ابرویتچگونه کج نگرد هر که راست بین افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth