خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیمکه بر او عاقبت این نکته موجّه کردیم
۲
سر ز خجلت نه برآورد دگر یوسف مصربه حدیث تواش از بس که فرا چه کردیم
۳
تا به بالای تو بستیم دل ای سروِ بلندبه هوای تو که دست از همه کوته کردیم
۴
از پریشانیِ زلف تو دلم ز آن جمع استکه تو را عاقبت از حال خود آگه کردیم
صفحهٔ ۱ از ۲