شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی که خاک درِ دوست نیست افسر اوگمان مبر که بوَد ملک وصل در خور او
۲
دلی که در خور گنجینهٔ محبّت نیستمقرّر است که قلب است اصل گوهر او
۳
به دور آن لب میگون دگر ملاف ای خضرز آب چشمهٔ حیوان که خاک بر سر او
۴
ز جویبار بقا سروم آب خور داردتو ای سمن چه خوری تا شوی برابر او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth