خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای اشک مرا از سر کویش خبری گویز آنروی که بسیار دویدی تو در این کوی
۲
هرچند که گل از طرف حُسن به برگ استاو نیز کم است از رخ خوب تو به صد روی
۳
غم نیست ز دشنام رقیبان چو نهانیبسیار نظرهاست سگت را به دعاگوی
۴
گویم صفت نکهت زلف تو و لیکنترسم که از این قصّه برد باد صبا بوی
صفحهٔ ۱ از ۲