خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت صبوحست ای پسر برخیز و دردِهْ جام راتا فرصتی داری به دست از کف مده هنگام را
۲
خیز ای غلام و رقص کن چون صوفیان اندر سماعمطرب بزن چنگی به دف ساقی بیاور جام را
۳
در دفتر زهد و ریا از آب می آتش فکنتا پختگی حاصل شود این زاهدان خام را
۴
زآن آب آذرگون بده کامد نسیم آذریباد صبا بر بلبلان از گل ببر پیغام را
صفحهٔ ۱ از ۳