شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام رازین چارطبع مختلف برجا نمانم نام را
۲
گم شده ره میخانه‌ام از دست شد پیمانه‌امدستی بگیر ای نوجوان این پیر دُردآشام را
۳
سگ از ره مهر و وفا هم‌صحبت اصحاب شدلابد سگ نفس و هوا رسوا کند بلعام را
۴
بلبل به باد صبحدم گفته حدیث از بیش و کمگل گوش داده تا صبا حالی کند پیغام را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth