خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیدانم چه افغانست در گلشن هزاران راکه غیر از رنگ و بویی نیست ایام بهاران را
۲
چو گل هر ساعتی در دست گلچینی به گلزاریدلا سنجیدی و دیدی وفای گلعذاران را
۳
به زاری لاله را از خاک بیرون با دل خونینبهارا تازه کردی باز داغ داغداران را
۴
اگر با آن قد موزون خرامی جانب بستاننخواهی دید پا برجای سرو جویباران را
صفحهٔ ۱ از ۳