خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیبصبرم بود زآب درین شعله بی شکیب
۲
باری وفا اگر نکنی کم مکن بتااز مدعی عنایت و از دوستان عتیب
۳
هر ساله حاجیان بحجاز آورند رویعشاق راست روز و شبان روی در حبیب
۴
گر خود کتاب قتل من آمد بخط یاراز شوق جان ببازم و بر سر نهم کتیب
صفحهٔ ۱ از ۳