خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر این نکهت از آن طره چین در چین استنتوان گفت که نافه ز غزال چین است
۲
جان شیرین زکفش رفت بتخلی و هنوزگوش فرهاد براه سخن شیرین است
۳
تو بتنهائی عاشق کش خونخوار شدییا مگر رسم و ره شهر نکویان این است
۴
یوسف از حیله اخوان به چه و گرگ بدشتآنگه از راز درون پیرهن خونین است
صفحهٔ ۱ از ۳