شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گمان مبر که مرا با تو ماجرائی هستو گر بعمد کشی گویمت خطائی هست
۲
میانه من و شیخ این حدیث معهود استکه این ثواب و گنه را مگر جزائی هست
۳
زجام جم بودش عار و تاج کیخسرواگر بساحت دیر مغان گدائی هست
۴
چه شد که میکشدم دل بسوی بزم رقیبمگر بمحفل بیگانه آشنائی هست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth