خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قضا و قدر اِستاده به حکم و رایَت،ماه و خور آینه رای جهان آرایت
۲
تو کدامین شهی ای عشق که چون تکیه زدیهیچ سلطان نتوان تکیه زند بر جایت
۳
جان بکاهد غم ایام وزتو جان بخشستبود این خاصیت اندر غم جان افزایت
۴
در سویدای درون عشق تو منزل داردگر سرم میرود از دل نرود سودایت
صفحهٔ ۱ از ۳