خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا بینی به کیش خویش دارد استقامتای مسلمانان من از اسلام خود دارم ندامت
۲
چون قمر گرچه سریعالسیرم اندر دور ادیانچون زحل بر آسمان عشق دارم استقامت
۳
بس سفر کردم به کعبه بازگردیدم پشیمانای خوشا آن روز کافکندم به میخانه اقامت
۴
خورد خونم روز سیروز و به فتوای تو ساقیمن خورم خونش به یک شب مرحبا از این غرامت
صفحهٔ ۱ از ۲