خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فردا که شهیدان تو در حشر بیارندفریاد اگر دست شکایت بدر آرند
۲
آیند زبس خیل قتیلت بتظلمدر عرصه محشر دیگرانرا نگذارند
۳
با این همه غوغا چو تو از پرده درآئیرویت نگرند وز دیه نام نیارند
۴
خوبان که جهان را ثمر نخل وجودنددر مزرع دلم تخم وفا از چه نکارند
صفحهٔ ۱ از ۲