شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رقیب دعوی عامی به صحن بستان کردولی به بوی گلی خود هزار دستان کرد
۲
گرفت وعده ز دشمن به شوق مقدم دوستهوای گل نظرش وقف خار بستان کرد
۳
ز تیزهوشی اهل نظر نداشت خبرعبث به بیهده یک عمر صرف مهمان کرد
۴
فکند دامی و ز اطراف دام دانه بریختفتاد باد به دستش ز دانه خسران کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth