خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق آنست که در هجر شکیبا نشودگر شکیبد بشبی باز بفردا نشود
۲
گو بگردن ننهد سلسله زلف بتانهر که او خواهد دیوانه و شیدا نشود
۳
دیدمش خرقه و دستار بمیخانه گروصوفی شهر که میخواست که رسوا نشود
۴
گرچه اسباب طرب جمله مهیاست مرابی تو ای شمع چگل عیش مهیا نشود
صفحهٔ ۱ از ۳