→ فروغ فرخزادفروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد
اسیر
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شب و هوسدر انتظار خوابم و صد افسوس←شعلهٔ رمیدهمی بندم این دو چشم پر آتش را←رمیدهنمی دانم چه می خواهم خدایا←خاطراتباز در چهرهٔ خاموش خیال←رویاباز من ماندم و خلوتی سرد←هرجاییاز پیش من برو که دل آزارم←اسیرتو را می خواهم و دانم که هرگز←بوسهدر دو چشمش گناه می خندید←ناآَشناباز هم قلبی به پایم اوفتاد←حسرتاز من رمیده ای و من ساده دل هنوز←یادی از گذشتهشهریست در کنار آن شط پر خروش←پاییزاز چهرهٔ طبیعت افسونکار←وداعمی روم خسته و افسرده و زار←افسانهٔ تلخنه امیدی که بر آن خوش کنم دل←گریز و دردرفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت←انتقامباز کن از سر گیسویم بند←دیو ِشبلای لای ، ای پسر کوچک من←عصیانبه لبهایم مزن قفل خموشی←شراب و خوننیست یاری تا بگویم راز خویش←دیدار ِ تلخبه زمین می زنی و می شکنی←گمگشتهمن به مردی وفا نمودم و او←از یاد رفتهیاد بگذشته به دل ماند و دریغ←ناشناسبر پرده های در هم امیال سر کشم←چشم به راهآرزویی است مرا در دل←آیینهٔ شکستهدیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز←دعوتتو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم←خستهاز بیم و امید عشق رنجورم←بازگشتز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ←نقش ِ پنهانآه ، ای مردی که لبهای مرا←بیمارطفلی غنوده در بر من بیمار←مهمانامشب آن حسرت دیرینهٔ من←راز ِ منهیچ جز حسرت نباشد کار من←دختر و بهاردختر کنار پنجره تنها نشست و گفت←خانهٔ متروکدانم اکنون از آن خانهٔ دور←یک شبیک شب ز ماورای سیاهی ها←در برابر خدااز تنگنای محبس تاریکی←ای ستاره هاای ستاره ها که بر فراز آسمان←حلقهدخترک خنده کنان گفت که چیست←اندوهکارون چو گیسوان پریشان دختری←صبر ِ سنگروز ِاول پیش خود گفتم←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←