شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغ فرخزاد

گریز و درد

اسیر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
۲
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
۳
این عشق آتشین پر از درد بی امید
۴
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…نسخهٔ شعر در کتابخانهٔ گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth