شعر را زندگی کن
مولانا

ترجیعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

اولهم روت خوش هم خوت خوش هم پیچ زلف و هم قفا←دومماه رمضان آمد ای یار قمر سیما←سومحد و اندازه ندارد ناله‌ها و آه را←چهارمای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا←پنجمآنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیا←ششمای ساقیان مشفق سودا فزود سودا←هفتممستی و عاشقی و جوانی و یار ما←هشتمبلبل سرمست برای خدا←نهمباز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بندست←دهمهست کسی کو چو من اشکار نیست←یازدهمبیا، که باز جانها را شهنشه باز می‌خواند←دوازدهمزان بادهٔ صوفی بود از جام، مجرد←سیزدهمپیکان آسمان که به اسرار ما درند←چهاردهمای قد و بالای تو حسرت سرو بلند←پانزدهمای یار گرم دار، و دلارام گرم دار←شانزدهمبیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اول←هفدهمگر دلت گیرد و گر گردی ملول←هجدهمنامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم←نوزدهمای خواب برو ز همدمانم←بیستمهله درده می بگزیده که مهمان توم←بیست و یکمهله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم←بیست و دومهله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم←بیست و سومهرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین←بیست و چهارمامروز به قونیه، می‌خندد صد مه رو←بیست و پنجمشب مست یار بودم و در های های او←بیست و ششمای جان مرا از غم و اندیشه خریده←بیست و هفتمای درد دهنده‌ام دوا ده←بیست و هشتمای آنک ما را از زمین بر چرخِ اَخضر می‌کَشی←بیست و نهمبا شیر رو به شانگی آوردمان دیوانگی←سی‌امعجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی←سی و یکماگر سوزد درون تو چو عود خام، ای ساقی←سی‌و دومشاهنشه مایی تو و بگلربک مایی←سی‌و سومرها کن ناز، تا تنها نمانی←سی‌وچهارمجهان اندر گشاده شد جهانی←سی‌پنجمزهی دریا زهی بحر حیاتی←سی و ششمفتاد این دل به عشق پادشاهی←سی ‌و هفتمای بانگ و صلای آن جهانی←سی و هشتمهر روز بگه ز در درآیی←سی و نهممستیان در عربده، رفتند و رفتم گوشه‌ای←چهلمهله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth