شعر را زندگی کن
مولانا

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۱۶۱افکند مرا دلم به غوغا و گریخت←رباعی شمارهٔ ۱۶۲امروز چه روز است که خورشید دوتاست←رباعی شمارهٔ ۱۶۳امروز در این خانه کسی رقصانست←رباعی شمارهٔ ۱۶۴امروز من و جام صبوحی در دست←رباعی شمارهٔ ۱۶۵امروز مه‌ام دست‌زنان آمده است←رباعی شمارهٔ ۱۶۶امشب آمد خیال آن دلبر چست←رباعی شمارهٔ ۱۶۷امشب شب آن دولت بی‌پایانست←رباعی شمارهٔ ۱۶۸امشب شب آنست که جان شبهاست←رباعی شمارهٔ ۱۶۹امشب شب من بسی ضعیف و زار است←رباعی شمارهٔ ۱۷۰امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست←رباعی شمارهٔ ۱۷۱امشب هردل که همچو مه در طلب است←رباعی شمارهٔ ۱۷۲اندر دل من درون و بیرون همه اوست←رباعی شمارهٔ ۱۷۳اندر سر ما همت کاری دگر است←رباعی شمارهٔ ۱۷۴انصاف بده که عشق نیکوکار است←رباعی شمارهٔ ۱۷۵او پاک شده است و خام ار در حرم است←رباعی شمارهٔ ۱۷۶ای آب حیات قطره از آب رخت←رباعی شمارهٔ ۱۷۷ای آمده بامداد شوریده و مست←رباعی شمارهٔ ۱۷۸ای آنکه در این جهان چو تو پاکی نیست←رباعی شمارهٔ ۱۷۹ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینست←رباعی شمارهٔ ۱۸۰ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست←رباعی شمارهٔ ۱۸۱ای تن تو نمیری که چنان جان با تست←رباعی شمارهٔ ۱۸۲ای جان جهان جان و جهان باقی نیست←رباعی شمارهٔ ۱۸۳ای جان خبرت هست که جانان تو کیست←رباعی شمارهٔ ۱۸۴ای جان ز دل تو بر دل من راهست←رباعی شمارهٔ ۱۸۵ای حسرت خوبان جهان روی خوشت←رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیات←رباعی شمارهٔ ۱۸۷ای خواجه ترا غم جمال و جاهست←رباعی شمارهٔ ۱۸۸ای در دل من نشسته شد وقت نشست←رباعی شمارهٔ ۱۸۹ای دل تا ریش و خسته میدارندت←رباعی شمارهٔ ۱۹۰ای دل تو و درد او که درمان اینست←رباعی شمارهٔ ۱۹۱ای دوست مکن که روزها را فرداست←رباعی شمارهٔ ۱۹۲ای ذکر تو مانع تماشای تو دوست←رباعی شمارهٔ ۱۹۳ای ساقی اگر سعادتی هست تراست←رباعی شمارهٔ ۱۹۴ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است←رباعی شمارهٔ ۱۹۵ای شب چه شبی که روزها چاکر تست←رباعی شمارهٔ ۱۹۶ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست←رباعی شمارهٔ ۱۹۷ای طالب اگر ترا سر این راهست←رباعی شمارهٔ ۱۹۸ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست←رباعی شمارهٔ ۱۹۹ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است←رباعی شمارهٔ ۲۰۰ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth