شعر را زندگی کن
مولانا

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۲۰۱ای لعل و عقیق و در و دریا و درست←رباعی شمارهٔ ۲۰۲این بانگ خوش از جانب کیوان منست←رباعی شمارهٔ ۲۰۳نه  چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست←رباعی شمارهٔ ۲۰۴این چرخ و فلکها که حد بینش ماست←رباعی شمارهٔ ۲۰۵این جمله شرابهای بی‌جام کراست←رباعی شمارهٔ ۲۰۶این جو که تراست هر کسی جویان نیست←رباعی شمارهٔ ۲۰۷این سینهٔ پرمشغله از مکتب اوست←رباعی شمارهٔ ۲۰۸این شکل سفالین تنم جام دلست←رباعی شمارهٔ ۲۰۹این عشق شهست و رایتش پیدا نیست←رباعی شمارهٔ ۲۱۰این غمزه که می‌زنی ز نوری دگر است←رباعی شمارهٔ ۲۱۱این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست←رباعی شمارهٔ ۲۱۲این فصل بهار نیست فصلی دگر است←رباعی شمارهٔ ۲۱۳این گرمابه که خانهٔ دیوانست←رباعی شمارهٔ ۲۱۴این مستی من ز بادهٔ حمرا نیست←رباعی شمارهٔ ۲۱۵این من نه منم آنکه منم گوئی کیست←رباعی شمارهٔ ۲۱۶این نعره عاشقان ، ز شمع طرب است←رباعی شمارهٔ ۲۱۷این همدم اندرون که دم میدهدت←رباعی شمارهٔ ۲۱۸ای هر بیدار با خبرهای تو خفت←رباعی شمارهٔ ۲۱۹ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت←رباعی شمارهٔ ۲۲۰ای همچو خر و گاو که و جو طلبت←رباعی شمارهٔ ۲۲۱با تو سخنان بیزبان خواهم گفت←رباعی شمارهٔ ۲۲۲با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت←رباعی شمارهٔ ۲۲۳باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت←رباعی شمارهٔ ۲۲۴با دشمن تو چو یار بسیار نشست←رباعی شمارهٔ ۲۲۵با دل گفتم که دل از او جیحونست←رباعی شمارهٔ ۲۲۶باران به سر گرم دلی بر میریخت←رباعی شمارهٔ ۲۲۷با روز بجنگیم که چون روز گذشت←رباعی شمارهٔ ۲۲۸بازآی که یار بر سر پیمانست←رباعی شمارهٔ ۲۲۹با شاه هر آنکسی که در خرگاهست←رباعی شمارهٔ ۲۳۰با شب گفتم گر بمهت ایمانست←رباعی شمارهٔ ۲۳۱با شب میگو که روز ما را شب نیست←رباعی شمارهٔ ۲۳۲با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است←رباعی شمارهٔ ۲۳۳با عشق نشین که گوهر کان تو است←رباعی شمارهٔ ۲۳۴با ما ز ازل رفته قراری دگر است←رباعی شمارهٔ ۲۳۵با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست←رباعی شمارهٔ ۲۳۶با هرکه نشستی و نشد جمع دلت←رباعی شمارهٔ ۲۳۷با هستی و نیستیم بیگانگی است←رباعی شمارهٔ ۲۳۸پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست←رباعی شمارهٔ ۲۳۹پائی که همی رفت به سروستان مست←رباعی شمارهٔ ۲۴۰برجه که سماع روح برپای شده است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth