شعر را زندگی کن
مولانا

دفتر اول

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویشاین عجایب دید آن شاه جهود←بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیرطایفهٔ نخچیر دَر وادی خوش←بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتنگفت آری گر وفا بینم نه مکر←بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتسابجمله گفتند ای حکیم با خبر←بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیمگفت آری گر توکّل رهبر‌ست←بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهادقوم گفتندش که کسب از ضعف خلق←بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّلگفت شیر آری ولی ربُّ العباد←بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهدجمله با وی بانگ‌ها بر داشتند←بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهدزادمردی چاشتگاهی دررسید←بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردنشیر گفت آری ولیکن هم ببین←بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکلزین نمط بسیار برهان گفت شیر←بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیرقوم گفتندش که چندین گاه ما←بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان راگفت ای یاران مرا مهلت دهید←بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوشقوم گفتندش که ای خر گوش‌دار←بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران راگفت ای یاران حقم الهام داد←بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستناین سخن پایان ندارد هوش‌دار←بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او رابعد از آن گفتند کای خرگوش چست←بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان راگفت هر رازی نشاید باز گفت←بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوشساعتی تأخیر کرد اندر شدن←بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگسآن مگس بر برگ کاه و بول خَر←بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوشهمچو آن خرگوش کو بر شیر زد←بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوشدر شدن خرگوش بس تأخیر کرد←بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیرشیر اندر آتش و در خشم و شور←بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوشگفت خرگوش الامان عذریم هست←بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با اوگفت بسم الله بیا تا او کجاست←بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شودچون سلیمان را سراپرده زدند←بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهدزاغ چون بشنود آمد از حسد←بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ راگفت ای شه بر من عور گدای←بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویلبوالبشر کو علَّم الاَسْما بگَست←بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسیدچونک نزد چاه آمد شیر دید←بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوششیر گفتش تو ز اسباب مرض←بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش راچونک شیر اندر بَر خویشش کشید←بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتادچونک خرگوش از رهایی شاد گشت←بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او راجمع گشتند آن زمان جمله وحوش←بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشویدهین به مُلکِ نوبتی شادی مکن←بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبرای شهان کُشتیم ما خصم برون←بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنهتا عمر آمد ز قیصر یک رسول←بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درختآمد او آنجا و از دور ایستاد←بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنهمرد گفتش کای امیرالمؤمنین←بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنیکَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببین←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth