→ دیوان اشعارسلمان ساوجی
سلمان ساوجی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۸۱اسبی که مرا خواجه بر آن اسب نشاند ←رباعی شمارهٔ ۸۲ای خواجه فلان الدین که ریشت گُه باد ←رباعی شمارهٔ ۸۳ابر است گهربار و هوا عنبربیز←رباعی شمارهٔ ۸۴از جام توام بهره خمار آمد و بس ←رباعی شمارهٔ ۸۵رویت که ازو گرفت نیرو آتش ←رباعی شمارهٔ ۸۶دل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش ←رباعی شمارهٔ ۸۷گل بین که دریدند همه پیرهنش ←رباعی شمارهٔ ۸۸در راه بسر همی پوید شمع ←رباعی شمارهٔ ۸۹ای داده غمت به باد جانم چون شمع ←رباعی شمارهٔ ۹۰از باغ جمالت آگه ار بودی گل ←رباعی شمارهٔ ۹۱امسال مکرر است وقت گل و مل ←رباعی شمارهٔ ۹۲ای کارگزاران درت شمس و زحل، ←رباعی شمارهٔ ۹۳توفیق نمیشود به زاری حاصل ←رباعی شمارهٔ ۹۴در باغ بهشت اگر نباشی خوشدل ←رباعی شمارهٔ ۹۵بیمارم و کس نمیکند درمانم ←رباعی شمارهٔ ۹۶شعر تو که هست قوت جان مردم ←رباعی شمارهٔ ۹۷در وصل نماند بیش ازین تدبیرم ←رباعی شمارهٔ ۹۸سرمایه دین و دل به غارت دادم ←رباعی شمارهٔ ۹۹دوش آن بت شوخ دلربا گفت به چشم:←رباعی شمارهٔ ۱۰۰نی دولت آنکه یار غارت بینم ←رباعی شمارهٔ ۱۰۱تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟←رباعی شمارهٔ ۱۰۲من باغ ارم بر سر کویت دیدم ←رباعی شمارهٔ ۱۰۳از دوست مرا چون نگریزد چه کنم؟←رباعی شمارهٔ ۱۰۴در مجلس تو ز گل پراکندهترم ←رباعی شمارهٔ ۱۰۵درویش، ز تن جامه صورت بر کن ←رباعی شمارهٔ ۱۰۶دارم عجب از غنچه دل تنگ که چون ←رباعی شمارهٔ ۱۰۷خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من ←رباعی شمارهٔ ۱۰۸زیر و زبر چشم ترا بس موزون ←رباعی شمارهٔ ۱۰۹مهمان شماییم نظر با ما کن ←رباعی شمارهٔ ۱۱۰شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین ←رباعی شمارهٔ ۱۱۱تا کی پی هر نگار مهوش، سلمان، ←رباعی شمارهٔ ۱۱۲عمری ز پی کام دل و راحت تن ←رباعی شمارهٔ ۱۱۳عالم همه سرنگون توانم دیدن ←
→ صفحهٔ قبل۳ از ۳