→ دیوان اشعارسعدی
سعدی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۸۱تا سر نکنم در سرت ای مایهٔ ناز←رباعی شمارهٔ ۸۲نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز←رباعی شمارهٔ ۸۳ای ماه شبافروز شبستانافروز←رباعی شمارهٔ ۸۴یا روی به کنج خلوت آور شب و روز←رباعی شمارهٔ ۸۵رویی که نخواستم که بیند همه کس←رباعی شمارهٔ ۸۶گر بیخبران و عیبگویان از پس←رباعی شمارهٔ ۸۷منعم که به عیش میرود روز و شبش←رباعی شمارهٔ ۸۸نونیست کشیده عارض موزونش←رباعی شمارهٔ ۸۹گویند مرا صوابرایان به هوش←رباعی شمارهٔ ۹۰همسایه که میل طبع بینی سویش←رباعی شمارهٔ ۹۱یا همچو همای بر من افکن پر خویش←رباعی شمارهٔ ۹۲ای بیتو فراخای جهان بر ما تنگ←رباعی شمارهٔ ۹۳گر دست دهد دولت ایام وصال←رباعی شمارهٔ ۹۴خود را به مقام شیر میدانستم←رباعی شمارهٔ ۹۵خورشید رخا من به کمند تو درم←رباعی شمارهٔ ۹۶هر سروقدی که بگذرد در نظرم←رباعی شمارهٔ ۹۷شبهای دراز بیشتر بیدارم←رباعی شمارهٔ ۹۸از جملهٔ بندگان منش بندهترم←رباعی شمارهٔ ۹۹خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم←رباعی شمارهٔ ۱۰۰گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم←رباعی شمارهٔ ۱۰۱آن دوست که دیدنش بیاراید چشم←رباعی شمارهٔ ۱۰۲آن رفته که بود دل بدو مشغولم←رباعی شمارهٔ ۱۰۳میندیش که سست عهد و بدپیمانم←رباعی شمارهٔ ۱۰۴من بندهٔ بالای تو شمشادتنم←رباعی شمارهٔ ۱۰۵هر گه که نظر بر گل رویت فکنم←رباعی شمارهٔ ۱۰۶آرام دل خویش نجویم چه کنم؟←رباعی شمارهٔ ۱۰۷گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم←رباعی شمارهٔ ۱۰۸من بی تو سکون نگیرم و خو نکنم←رباعی شمارهٔ ۱۰۹خیزم قد و بالای چو حورش بینم←رباعی شمارهٔ ۱۱۰میآیی و لطف و کرمت میبینم←رباعی شمارهٔ ۱۱۱چون میکشد آن طیرهٔ خورشید و مهم←رباعی شمارهٔ ۱۱۲من با دگری دست به پیمان ندهم←رباعی شمارهٔ ۱۱۳ما حاصل عمری به دمی بفروشیم←رباعی شمارهٔ ۱۱۴بگذشت بر آب چشم همچون جویم←رباعی شمارهٔ ۱۱۵یاران به سماع نای و نی جامهدران←رباعی شمارهٔ ۱۱۶یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان←رباعی شمارهٔ ۱۱۷من خاک درش به دیده خواهم رُفتن←رباعی شمارهٔ ۱۱۸مه را ز فلک به طرف بام آوردن←رباعی شمارهٔ ۱۱۹در دیده به جای سرمه سوزن دیدن←رباعی شمارهٔ ۱۲۰ای دوست گرفته بر سر ما دشمن←