→ دیوان اشعارسعدی
سعدی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
رباعی شمارهٔ ۱۲۱ای دست تو آتش زده در خرمن من←رباعی شمارهٔ ۱۲۲آن لطف که در شمایل اوست ببین←رباعی شمارهٔ ۱۲۳چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو←رباعی شمارهٔ ۱۲۴یک روز به اتفاق صحرا من و تو←رباعی شمارهٔ ۱۲۵ما را نه ترنج از تو مرادست نه به←رباعی شمارهٔ ۱۲۶نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه←رباعی شمارهٔ ۱۲۷ای کاش نکردمی نگاه از دیده←رباعی شمارهٔ ۱۲۸ای بیرخ تو چو لالهزارم دیده←رباعی شمارهٔ ۱۲۹ای مطرب ازان حریف پیغامی ده←رباعی شمارهٔ ۱۳۰ای راهروان را گذر از کوی تو نه←رباعی شمارهٔ ۱۳۱هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟←رباعی شمارهٔ ۱۳۲گیرم که به فتوای خردمندی و رای←رباعی شمارهٔ ۱۳۳کی دانستم که بیخطا برگردی؟←رباعی شمارهٔ ۱۳۴ای کاش که مردم آن صنم دیدندی←رباعی شمارهٔ ۱۳۵گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری←رباعی شمارهٔ ۱۳۶هر روز به شیوهای و لطفی دگری←رباعی شمارهٔ ۱۳۷ای بلبل خوش سخن چه شیرین نفسی←رباعی شمارهٔ ۱۳۸ای پیش تو لعبتان چینی حبشی←رباعی شمارهٔ ۱۳۹ماها همه شیرینی و لطف و نمکی←رباعی شمارهٔ ۱۴۰کردیم بسی جام لبالب خالی←رباعی شمارهٔ ۱۴۱در وهم نیاید که چه شیریندهنی←رباعی شمارهٔ ۱۴۲گر کام دل از زمانه تصویر کنی←رباعی شمارهٔ ۱۴۳ای کودک لشکری که لشکر شکنی←رباعی شمارهٔ ۱۴۴ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی←رباعی شمارهٔ ۱۴۵گر دشمن من به دوستی بگزینی←رباعی شمارهٔ ۱۴۶گر دولت و بخت باشد و روزبهی←
→ صفحهٔ قبل۴ از ۴