شعر را زندگی کن
→ رهی معیریرهی معیری
رهی معیری

غزلها - جلد سوم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

کوی رضاتا دامن از من کشیدی ای سرو سیمین‌تن من←نغمهٔ حسرتیاد ایامی که در گلشن، فغانی داشتم←پاس دوستیبهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی←اندوه دوشیندوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم←غنچه پژمردهعاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ است←آه آتشناکچون شمع نیمه‌جان به هوای تو سوختیم←ماجرای نیم‌شبیافتم روشندلی از گریه‌های نیم‌شب←شراب بوسهشکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشت←پردهٔ نیلیرفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم←فریاد بی‌اثراز صحبت مردم دل ناشاد گریزد←صفای شبنماو را به رنگ و بوی نگویم نظیر نیست←بار گرانزندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست←ساز سخنآب بقا کجا و لب نوش او کجا؟←ستاره بازیگرتا گریزان گشتی ای نیلوفری‌چشم از برم←سوسن وحشیدوش تا آتش می از دل پیمانه دمید←آغوش صحراعیب‌جو دلدادگان را سرزنش‌ها می‌کند←سرا پا آتشمتا قیامت می‌دهد گرمی به دنیا آتشم←آشیانهٔ تهیهمچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا←رشتهٔ هوسسیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید←بوسه نسیمهمراه خود نسیم صبا می‌برد مرا←شمع خاموشمنع خویش از گریه و زاری نمی‌آید ز من←داغ محرومیساختم با آتش دل لاله‌زاری شد مرا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth