شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

کوی رضا

غزلها - جلد سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دامن از من کشیدی ای سرو سیمین‌تن منهر شب ز خونابه دل پر گل بود دامن من
۲
جانا رخم زرد خواهی جانم پر از درد خواهیدانم چه‌ها کرد خواهی ای شعله با خرمن من
۳
بنشین چو گل در کنارم تا بشکفد گل ز خارمای روی تو لاله‌زارم وی موی تو سوسن من
۴
ای جان و دل مسکن تو خون گریم از رفتن تودست من و دامن تو اشک غم و دامن من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth