شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

مفردات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱شیر مردی باید از خود رسته‌ای←شمارهٔ ۱۶۲صوت داود است و ما خوش نغمه‌ای داریم از آن←شمارهٔ ۱۶۳صورت حق معنی هر دو جهان←شمارهٔ ۱۶۴طریق عرف سید گفت با تو←شمارهٔ ۱۶۵ظاهر و باطن ار کنی کامل←شمارهٔ ۱۶۶ظاهر و باطن صدف می خوان←شمارهٔ ۱۶۷ظاهرم در کوبنان و باطنم و در کوه صاف←شمارهٔ ۱۶۸ظل ید مطلق است این دست←شمارهٔ ۱۶۹عارفان غیر او به او دانند←شمارهٔ ۱۷۰عارفانش خوانده ‌اند این حضرت جمع وجود←شمارهٔ ۱۷۱عاشقانه خوش درین دریا نشین←شمارهٔ ۱۷۲عالم و معلوم آنجا هست نیست←شمارهٔ ۱۷۳عشق است که گوهر محیط است←شمارهٔ ۱۷۴عشق او در همه بود ساری←شمارهٔ ۱۷۵عشق چوگان و عالمی گویم←شمارهٔ ۱۷۶عقل اگر لشکری کشد بر تو←شمارهٔ ۱۷۷عقل ذاتی عرش الرحمن ما←شمارهٔ ۱۷۸علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم←شمارهٔ ۱۷۹عیدی هر کسی بود چیزی←شمارهٔ ۱۸۰عین ما چون به عین واصل شد←شمارهٔ ۱۸۱عین هر دو یکی بود دریاب←شمارهٔ ۱۸۲فرق است میان این و آن دریابش←شمارهٔ ۱۸۳قال بگذار و بگذر از سر حال←شمارهٔ ۱۸۴قطب عالم خلیفهٔ بر حق←شمارهٔ ۱۸۵قطره و بحر هر دو یک آبند←شمارهٔ ۱۸۶قطره و بحر و موج و جوهر چار←شمارهٔ ۱۸۷قطره‌ای بود باز بحری شد←شمارهٔ ۱۸۸قول حسینی شنو راه مخالف مرو←شمارهٔ ۱۸۹کون جامع وجود انسان است←شمارهٔ ۱۹۰کی نویسد قلم کلام اللّه←شمارهٔ ۱۹۱کردم از وی سؤال و گفت جواب←شمارهٔ ۱۹۲که غیر از انبیا و اولیا کس←شمارهٔ ۱۹۳گر بر افروزد آتش دردم←شمارهٔ ۱۹۴گر برافتد حجاب ما از ما←شمارهٔ ۱۹۵گر بود خوبی تو از زلف و خال←شمارهٔ ۱۹۶گر بیابی از آن لبش حلوا←شمارهٔ ۱۹۷گر تو را عزم هست تا دربند←شمارهٔ ۱۹۸گر تو فانی شوی ز جود وجود←شمارهٔ ۱۹۹گر جوهر جان ما بود پاک←شمارهٔ ۲۰۰گرچه از چشم خلق شد پنهان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth