شعر را زندگی کن
→ باباافضل کاشانیباباافضل کاشانی
باباافضل کاشانی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۴۱احداث زمانه را چو پایانی نیست←رباعی شمارهٔ ۴۲آن کس که درون سینه را دل پنداشت←رباعی شمارهٔ ۴۳ای در طلب آن که لقا خواهی یافت ←رباعی شمارهٔ ۴۴راهی ست دراز و دور، می باید رفت←رباعی شمارهٔ ۴۵آرامِ مَنا! کجاست آرامگهَت←رباعی شمارهٔ ۴۶بر خود چه نهی رنج در این جای سِپَنج←رباعی شمارهٔ ۴۷هستی تو سزای این و صد چندین رنج←رباعی شمارهٔ ۴۸ای کرده فریبنده جهانت گستاخ←رباعی شمارهٔ ۴۹عمر تو اگر فزون شود از پانصد←رباعی شمارهٔ ۵۰چون درد توام در این دل ریش افتاد←رباعی شمارهٔ ۵۱دل نعره زنان ملک جهان می طلبد←رباعی شمارهٔ ۵۲غم با لطف تو شادمانی گردد←رباعی شمارهٔ ۵۳عشق تو مرا زندهٔ جاویدان کرد←رباعی شمارهٔ ۵۴در عشق تو جان بوالهوس می میرد←رباعی شمارهٔ ۵۵یاد تو کنم دلم چنان برخیزد←رباعی شمارهٔ ۵۶چندان برو این ره که دویی برخیزد←رباعی شمارهٔ ۵۷دنیا مطلب تا همه دین ات باشد←رباعی شمارهٔ ۵۸از شبنم عشق خاک آدم گل شد←رباعی شمارهٔ ۵۹تا داروی او درد مرا درمان شد←رباعی شمارهٔ ۶۰صاحب نظران که آینهٔ یکدگرند←رباعی شمارهٔ ۶۱مردان رهت که سرّ معنی‌ دانند←رباعی شمارهٔ ۶۲مردان رهت واقف اسرار تواند←رباعی شمارهٔ ۶۳آنان که ز معبود خبر یافته اند←رباعی شمارهٔ ۶۴در مصطبهٔ عمر ز بدنامی چند؟←رباعی شمارهٔ ۶۵تا حا و دو میم و دال نامت کردند←رباعی شمارهٔ ۶۶آن ها که زمین زیز قدم ها فرسودند←رباعی شمارهٔ ۶۷ناکرده دمی آن چه تو را فرمودند←رباعی شمارهٔ ۶۸آنان که مقیم حضرت جانان اند←رباعی شمارهٔ ۶۹برخیز که عاشقان به شب راز کنند←رباعی شمارهٔ ۷۰هفتاد و دو فرقه در رهت می‌پویند←رباعی شمارهٔ ۷۱از هستی خود چو بی خبر خواهم بود ←رباعی شمارهٔ ۷۲ای ذات تو در دو کون مقصود وجود←رباعی شمارهٔ ۷۳عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود ←رباعی شمارهٔ ۷۴تا روی زمین و آسمان خواهد بود←رباعی شمارهٔ ۷۵گر ملک تو مصر و شام و چین خواهد بود←رباعی شمارهٔ ۷۶سرگشتهٔ تو عقل بسی خواهد بود←رباعی شمارهٔ ۷۷کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود←رباعی شمارهٔ ۷۸ای خواجه اگر کار به کامت نبود←رباعی شمارهٔ ۷۹درویش کسی بود که نامش نبود←رباعی شمارهٔ ۸۰هر دیده که او عطای حق دیده بود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth