شعر را زندگی کن
→ باباافضل کاشانیباباافضل کاشانی
باباافضل کاشانی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۸۱ای ذات منزهت مبرا ز وجود←رباعی شمارهٔ ۸۲ای ذات تو سر دفتر اسرار وجود←رباعی شمارهٔ ۸۳هر گه که دلم با غمت انباز شود ←رباعی شمارهٔ ۸۴تا دل ز علایق جهان حُرّ نشود←رباعی شمارهٔ ۸۵از رفته قلم هیچ دگرگون نشود←رباعی شمارهٔ ۸۶رو دیده بدوز تا دلت دیده شود←رباعی شمارهٔ ۸۷می‌زن نفسی، کاین دم از او می‌زاید←رباعی شمارهٔ ۸۸ سیر آمده ای ز خویشتن می باید←رباعی شمارهٔ ۸۹رو خانه برو، که شاه ناگاه آید←رباعی شمارهٔ ۹۰ای از همه آزرده، بی آزار گذر←رباعی شمارهٔ ۹۱یا رب ز کرم بر من دل ریش نگر←رباعی شمارهٔ ۹۲ای از تو فتاده عالمی در شر و شور←رباعی شمارهٔ ۹۳زنهار در آن کوش که در زیر سپهر←رباعی شمارهٔ ۹۴عمر از پی افزون زر کاسته گیر←رباعی شمارهٔ ۹۵دانی که چرا زنند این طبلک باز؟←رباعی شمارهٔ ۹۶در هستی کون خویش، مردم ز آغاز←رباعی شمارهٔ ۹۷تاریک شد از هجر دل افروزم، روز←رباعی شمارهٔ ۹۸ای خواجه تو خود چه دیده‌ای؟ باش هنوز←رباعی شمارهٔ ۹۹تا کی باشی ز عافیت در پرهیز←رباعی شمارهٔ ۱۰۰ بیرون ز چهار عنصر و پنج حواس←رباعی شمارهٔ ۱۰۱تا چند روی از پی تقلید و قیاس←رباعی شمارهٔ ۱۰۲در خرقه چه پیچی، ار نه ای شاه شناس←رباعی شمارهٔ ۱۰۳ز افسانه گری ای دل دانش نشناس←رباعی شمارهٔ ۱۰۴هان ای دل بد زهره ز شمشیر مترس←رباعی شمارهٔ ۱۰۵ بالا مطلب ز هیچ کس بیش مباش←رباعی شمارهٔ ۱۰۶واپس منگر دمی و در پیش مباش←رباعی شمارهٔ ۱۰۷ ای دل چو طربناک نه‌ای، شادان باش←رباعی شمارهٔ ۱۰۸کو دل که بداند نفسی اسرارش ←رباعی شمارهٔ ۱۰۹غم چند خوری ز کار نا آمده پیش←رباعی شمارهٔ ۱۱۰ زین تابش آفتاب و تاریکی میغ←رباعی شمارهٔ ۱۱۱جان می بردم به سوی آن عالم پاک←رباعی شمارهٔ ۱۱۲گر فضل کنی ندارم از عالم باک←رباعی شمارهٔ ۱۱۳روزی که برند این تن پر آز را به خاک←رباعی شمارهٔ ۱۱۴ای از تو همیشه کار پندار به برگ←رباعی شمارهٔ ۱۱۵ ای عمر عزیز داده بر باد از جهل←رباعی شمارهٔ ۱۱۶ درّی که من از میان جان یافته‌ام←رباعی شمارهٔ ۱۱۷معشوقه عیان بود، نمی دانستم←رباعی شمارهٔ ۱۱۸از نه پدر و چهار مادر زادم←رباعی شمارهٔ ۱۱۹ من مهر تو در میان جان ننهادم←رباعی شمارهٔ ۱۲۰در جستن جام جم جهان پیمودم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth