→ دیوان اشعارصائب
صائب
مطالع
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱زشترو چون سازد از خود دور خوی زشت را؟←شمارهٔ ۲چرخ میداند عیار آه پرتأثیر را←شمارهٔ ۳چشم صیاد تو ترسانده است چشم ناز را←شمارهٔ ۴چون دریغ از دیده داری حسن ذات خویش را←شمارهٔ ۵از دست کار رفته بود پیش، کار ما←شمارهٔ ۶گردون سنگدل نبود مرد جنگ ما←شمارهٔ ۷زد غوطه بس که در تن خاکی روان ما←شمارهٔ ۸تا چند نهد روی به رو آن کف پا را؟←شمارهٔ ۹بگذار شود زیر و زبر جسم گران را←شمارهٔ ۱۰بیدار کند بانگ نی افسرده دلان را←شمارهٔ ۱۱کلید فتح بود از دل شکسته گدا را←شمارهٔ ۱۲قرار نیست دمی چون شرار، خرده جان را←شمارهٔ ۱۳زهی ز روزن داغ تو روشنایی دلها←شمارهٔ ۱۴نیست پروای کدورت دل بی کینه ما را←شمارهٔ ۱۵گریه مستانه بیمِیْ میکند ما را خراب←شمارهٔ ۱۶از ترحم حسن جولان مینماید در نقاب←شمارهٔ ۱۷میشود در دور خط عاشق ز جانان کامیاب←شمارهٔ ۱۸عمر را پاس نفس باز ندارد ز شتاب←شمارهٔ ۱۹چه خیال است کند مست ترا باده ناب←شمارهٔ ۲۰روز در جام می آویز که در شب می ناب←شمارهٔ ۲۱چو ساخت قد ترا حلقه عمر پا به رکاب←شمارهٔ ۲۲یکی دو شد ز اجل ماتم روان غریب←شمارهٔ ۲۳زردرویی میکشد مهر از ترنج غبغبت←شمارهٔ ۲۴عمر چون از چل گذشت از وی وفا جُستن خطاست←شمارهٔ ۲۵حاصل ما از نظربازی نگاه حسرت است←شمارهٔ ۲۶لعل جان بخش ترا خط دورباش آفت است←شمارهٔ ۲۷قسمت روشندلان از زندگانی کلفت است←شمارهٔ ۲۸در کهنسالی ز نسیان شکوه کفر نعمت است←شمارهٔ ۲۹بی دماغان را نرنجاندن به صحبت منت است←شمارهٔ ۳۰شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست←شمارهٔ ۳۱باده لعلی ز لعل و شیشه از کان خوشترست←شمارهٔ ۳۲راحت مرگ فقیران ز اغنیا افزونترست←شمارهٔ ۳۳نیست شاه آن کس که او را تاج گوهر بر سرست←شمارهٔ ۳۴صندل بی مغز عالم گرده دردسرست←شمارهٔ ۳۵آنچه ما را از شراب زندگی در ساغرست←شمارهٔ ۳۶می شوم گل، در گریبان خار می افتد مرا←شمارهٔ ۳۷بحر نتواند غبار غم ز دل شستن مرا←شمارهٔ ۳۸می گشاید ذکر بر رویت در الله را←شمارهٔ ۳۹خط مشکین خواست عذر آن عذار ساده را←شمارهٔ ۴۰نیست سوی حق به جز تسلیم راهی بنده را←
۱ از ۱۳صفحهٔ بعد ←